گونهشناسى جنبشهاى اسلامى معاصر
گونهشناسى جنبشهاى اسلامى معاصر
الغاى نظام خلافت
شكلگيرى جنبش پانتركيسم مصطفى كمال آتاتورك در تركيه از دو بعد سياسى و ايدوئولوژيك بر پيدايش جنبش اخوان المسلمين تاثير نهاد . البته اين به معناى ناديده گرفتن ديگر عوامل درونى و بيرون نيست . بعد سياسى حركت آتاتورك، الغاى نظام خلافت عثمانى بود . نهاد خلافتبراى اكثريت مسلمانان، تجسم چارچوب سياسى تجربه تاريخىشان به شمار مىآمد . اين نهاد هر چند از زمان برپايى دولت اموى، روح خود را از دست داده و تبديل به «پادشاهى ستمگرانه» شده بود، اما شكلى از آن در قالب دولت عثمانى همچنان باقى مانده بود و به سبب مشروعيتى كه اين نهاد براى خاندانهاى حاكم فراهم مىآورد، اشتياق به ترميم و صيانت آن همچنان تداوم داشت . فقهاى اهل سنت در دوره كهولت عصبيت عربى، كوشيدند تا اصل خلافت را به عنصر عربى گره بزنند . وهابيان به بهانه عدم اقامه احكام شرع، مشروعيت دولت عثمانى را زير سؤال بردند و كوشيدند تا خلافتى عربى برپا كنند . به زودى همين خط از سوى مهدى سودانى در نيمه دوم قرن نوزدهم پيگرى شد . جالب است كه خواسته وهابيان در شبه جزيره عربستان و مهدى در سودان - كه برپايى خلافتى عربى بود - در آغاز قرن بيستم به طور جدى از سوى نيروهاى استعمارگر پى گرفته و بر اجراى آن اصرار ورزيده شد . ديپلماسى بريتانيا از سال 1912 به ترويج ايده انتقال مركز ثقل خلافت اسلامى به قلب جزيزةالعرب پرداخت و بى ترديد، ايده خلافت عربى از انگيزههاى اصلى گفت و گوى شريف حسين و مك ماهان در سال 1915 بوده است . فرانسه نيز به سهم خود همين اهتمام را داشت . وزارت مستعمرات فرانسه يادداشتى پيرامون «مسئله خلافت اسلامى» تهيه كرد كه در آن بر ضرورت نصب حاكمى عربى و برخاسته از قريش تاكيد مىكرد . در اين يادداشت دو تن براى در اختيار گرفتن چنين منصبى پيشنهاد شده بودند: سلطان مغرب يا امير مكه (شريف حسين) و بنا بر ملاحظات سياسى - جغرافيايى، فرانسه، شريف حسين را جهتبرپايى خلافت عربى كه زمينه فروپاشى عثمانى بود، ترجيح داد و......