کودتای28مرداد 1332
« 28 مـــرداد 1332»
زمينه ها و علل آغاز نهضت :
درحالى كه دولت بريتانيا بر تصويب قرارداد الحاقى نفت (گس ـ گلشائيان) پافشارى مى كرد و بسيارى از دولت مردان ايرانى نيز مايل به امضاى آن بودند، مخالفت مصدق و اقليت كوچكى از نمايندگان مجلس و مهم تر از آن مخالفت جناح هاى مذهبى به رهبرى آيت اللّه كاشانى كه از حمايت وسيع توده اى برخوردار بود مانع از تصويب طرح شد. در اين اوضاع پرهيجان انتخابات مجلس شانزدهم برگزار شد. دولت به طور گسترده اى در انتخابات دخالت كرد و نمايندگان طرفدار دربار را به مجلس فرستاد.اين امر اعتراضات زيادى را برانگيخت. عده اى از سياستمداران به رهبرى مصدق در اعتراض به تقلب در انتخابات در كاخ شاه متحصّن شدند. اين تحصن مقدمه اى براى تشكيل جبهه ملى بود ترور هژير توسط فدائيان اسلام دربار را به عقب نشينى واداشت و انتخابات فقط در تهران تجديد شد. مصدق و چند تن از سران جبهه ملى به مجلس راه يافتند.
جبهه ملى از احزاب و گروه هاى مختلف با گرايش هاى بسيار متفاوت تشكيل مى شد. (1) ليبرال ها، پان ايرانيست ها، سوسياليست ها و گروهاى مذهبى، ائتلاف ناهمگونى را به وجود آورده بودند. اتحاد اين گروه ها با خاستگاه هاى متفاوت اجتماعى، طبقاتى و فكرى تنها در مقابله با شركت نفت انگليس و ايران و نيز قدرت گرفتن مجدد شاه امكان پذير شده بود. همين امر شكنندگى آن را نشان مى داد. به هرحال مهم ترين اهداف اعلام شده جبهه ملى حمايت از ملى شدن نفت، ايجاد حكومت ملى از طريق آزادى انتخابات، افكار و رشد و توسعه اقتصادى بود. (2)
از سوى ديگر درحالى كه نبرد قدرت بين دربار و مخالفان جريان داشت، رزم آرا به نخستوزيرى رسيد و با تلاش فراوان درصدد تصويب لايحه الحاقى برآمد، اما شدت هيجان و احساسات عليه شركت نفت به حدّى بود كه مردم جز به ملى شدن كامل نفت رضايت نمى دادند. قتل رزم آرا در اسفند 1329 به دست فدائيان اسلام، هراس نمايندگان هوادار سلطنت را در پى داشت و نتيجه آن تصويب سريع طرح ملى شدن نفت در مجلس بود. پس از رزم آرا، حسين علا به نخستوزيرى رسيد; اما بحران ها و مشكلات باعث شد در عرض كم تر از دوماه استعفا دهد. در جنجال انتخابِ نخستوزير كه در مجلس و دربار جريان داشت، دكتر مصدق به پيشنهاد جمال امامى ـ مخالف اصلى خود ـ در ميان ناباورى همگان، نخستوزيرى را پذيرفت. (3)
اغلب وزراى كابينه مصدق از شخصيت هاى نه چندان خوشنام سياست ايران بودند كه براى اجراى اهداف نهضت ملى مناسب نبودند. (4) در اين شرايط انگليسى ها كه به هيچوجه حاضر نبودند از پول بادآورده نفت ايران چشم بپوشند به شدت واكنش نشان دادند، تهديد نظامى كه با تهديد به فتواى جهاد از طرف آيت الله كاشانى (5) مواجه شد، طرح دعاوى حقوقى در شوراى امنيت و ديوان لاهه، تحريم نفت ايران و تحريم اقتصادى، محور سياست هاى انگلستان را در دوره اول نخستوزيرى مصدق (1330 ـ 1331) تشكيل مى داد. گرچه امريكا به مصدق اميدهايى مى داد اما به هيچوجه پيروزى او را نمى خواست. هدف امريكا اين بود كه از نفت ايران امتيازى بگيرد و بيش تر در دولت ايران نفوذ نمايد ولى هرگز راضى نمى شد بريتانيا را درمقابل نهضت، شكست خورده ببيند. (6) امريكا تحريم نفتى ايران را به طوركامل رعايت و از خريد نفت توسط كشورهاى ديگر جلوگيرى كرد. (7) چندماه پس از شروع نخستوزيرى مصدق گفتوگوهايى ميان ايران و انگليس با ميانجى گرى امريكا شروع شد كه با اصرار انگلستان بركنترل مديريت صنعت نفت و دريافت بخش اعظمى از منافع حاصله و مقاومت ايرانى ها راه به جايى نبرد. (8)
درعين حال در شوراى امنيت و دادگاه لاهه دولت موفق شد دعاوى حقوقى انگليس را بى اثر سازد و از اين جهت پيروزى بزرگى به دست آورد; اما تحريم نفتى و ناتوانى دولت در فروش حتى يك قطره نفت در شرايطى كه بخش عظيمى از درآمدهاى دولت از نفت تأمين مى شد، زيان اقتصادى بسيارى بر دولت وارد كرد. تلاش دولت براى دريافت وام از امريكا و انتشار اوراق قرضه ملى براى جبران كسر بودجه نيز موفقيت آميز نبود.پس از آن كه اميد به حل مسأله نفت در كوتاه مدت از بين رفت، طرح اقتصاد بدون نفت در دستور كار دولت قرار گرفت. بر طبق اين طرح، دولت با محدوديت واردات، كاهش قيمت ريال، افزايش صادرات، كاهش هزينه ها، افزايش ماليات و حتى چاپ اسكناس بدون پشتوانه درصدد برآمد تا كاهش درآمدهاى خود را جبران كند. (9)
هرچند دولت در اجراى اين سياست ها در مجموع موفق بود; اما نتوانست كاهش درآمد نفت را جبران كند و باعث افزايش تورم نيز شد.
اولين مصاحبه مطبوعاتي محمدرضا پهلوي پس از كودتا:
در اوايل سال 1331 هـ .ش انتخابات مجلس هفدهم برگزار شد. دخالت گسترده ارتش و دربار موجب شد مصدق انتخابات را نيمه تمام رها كند. (10) نمايندگان انتخاب شده اغلب مخالف مصدق بودند و با انتخاب سيدحسن امامى به رياست مجلس قدرت خود را نشان دادند. درعين حال مصدق با حمايت گسترده آيت اللّه كاشانى و نمايندگان طرفدار دولت، موفق شد در اوايل تيرماه اين سال دوباره رأى اعتماد بگيرد. اما پس از اين كه در رابطه با دراختيار گرفتن وزارت جنگ با شاه اختلاف پيدا كرد بدون اين كه با رهبران ديگر نهضت مشورتى بكند استعفا داد (11) و نمايندگان كه گويا از پيش آماده بودند، قوام سياستمدار كهنه كار را كه تصور مى كردند مى تواند در مقابل نهضت بايستد، در 26 تيرماه 1331 هـ .ش به نخستوزيرى منصوب كردند. اين اقدام نمايندگان با اعتراض شديد آيت اللّه كاشانى و واكنش نمايندگان طرفدار نهضت روبه رو شد. در روز 30 تير در اكثر شهرهاى ايران مردم به دعوت آيت الله كاشانى و گروه هاى طرفدار مصدق، به خيابان ها ريختند و تظاهرات وسيعى انجام گرفت كه با دخالت ارتش به خون كشيده و صدها نفر كشته شدند. شاه كه خود را در خطر مى ديد ناچار شد مصدق را دوباره به نخستوزيرى انتخاب كند. اين پيروزى با اعلام رأى دادگاه لاهه به نفع ايران همراه شد و شادمانى مردم را دوچندان كرد. اكنون مصدق مغرور از پيروزى، كابينه جديد خود را با حضور چهره هاى بدنامى چون سرلشكر وثوق ـ از مسببين كشتار 30 تير ـ معرفى كرد كه اعتراضات بسيارى را برانگيخت.
خوددارى از مجازات عاملان كشتار 30 تير، از عوامل ديگرى بود كه موجب رنجش بعضى از اطرافيان مصدق شد. وى در مقابل آن تلاش كرد آيت اللّه كاشانى و نيروهاى مذهبى را بدون توجه به اين كه قدرت مجدد او مديون حمايت آن ها بوده است، از صحنه خارج كند. مصدق، نوّاب صفوى ـ رهبر فدائيان اسلام ـ را به زندان انداخت. (1) نوّاب 20 ماه از 28 ماه نخستوزيرى مصدق را در زندان به سر برد. از سوى ديگر آزادى حزب توده كه از 30 تير درشمار حاميان مصدق درآمده بود، مخالفت جناح هاى مذهبى را برمى انگيخت. (2) مصدق علاوه بر اين بسيارى از همراهان ديگر خود مانند مكى و غيره را از خود دور كرده بود. در چنين اوضاعى، روز 28 مرداد 1332 هـ .ش كودتايى كه توسط سازمان سيا سازماندهى شده بود، توسط چندگردان ارتشى و عده اى اوباش كه هركدام 50 تومان پول گرفته بودند، با گرفتن راديو و درخواست زاهدى براى بازگشت شاه به كشور اجرا شد. روز بعد مصدق خود را معرفى كرده به سه سال زندان محكوم گرديد. با توجه بهوجود زمزمه هاى كودتا، آيت اللّه كاشانى احتمال وقوع و لزوم تلاش در جهت مقابله با آن را از پيش طى نامه اى به وى بيان كرده بود; اما او در پاسخ نوشته بود: «اين جانب مستحضر به پشتيبانى ملت هستم».
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پی نوشت ها :
1- همان ، ص 171.
2-آبراهاميان، پيشين ، ص 310.
3-ر. ك: محمد مصدق، خاطرات و تألمات دكترمصدق ، صص 181 ـ 177.
4-ر.ك: سپهر ذبيح، ايران در دوران دكتر مصدق ، ترجمه محمد رفيعى مهرآبادى، ص 56 .
5-ر.ك: همان ، ص 96 و مدنى، پيشين ، ص 208.
6-در مورد روابط ايران و امريكا در دوران مصدق، ر. ك: جيمز بيل، عقاب و شير ، ترجمه مهوش غلامى، صص 143 ـ 120 و مصدق، نفت، ناسيوناليسم ايرانى ،ترجمه عبدالرضا هوشنگ مهدوى و كاوه بيات، صص 473 ـ 416.
7-محمدى، پيشين ، ص 238.
8-ر. ك: مصطفى علم، نفت، قدرت و اصول ، ترجمه غلامحسين صالحيار، صص 324 ـ 313.
9-ر. ك: همايون كاتوزيان، اقتصاد بدون نفت ، صص 363 ـ 323 و 419.
10-كاتوزيان، مصدق و نبرد قدرت در ايران ، ص 226.
11-محمدعلى سفرى، قلم و سياست ، ج 1، ص 618 .