عوامل كاميابي كودتاي 28 مرداد

 

 

 

1-گرايش مصدق و «جبهه ملي» به آمريكا و ديد مثبت آنان نسبت به آن ابر جنايت‌كار. در اين مورد نوشتة دكتر فاطمي وزير خارجة دولت مصدق در روزنامه باختر امروز (ارگان آن دولت) در تاريخ 10 مرداد/1332 (درست 18 روز پيش از كودتا) درخور توجه است:

... از آن سوي اقيانوس اطلس، از كنار مجسمة آزادي و از وطن ژرژ واشنگتن اين روزها پيام محبت به ما مي‌رسد... آمريكا بايد در دهانة آتش فشان ما را ياري كند. ما اين كمك آمريكا را جز با احساسات بشر دوستي و عواطف عالية انساني به چيز ديگري تعبير نمي‌كنيم...

2-  كنار گذاشتن مقامات روحاني از رهبري نهضت و جاري كردن سيل اتهام و افترا به سوي آنان و همدستي آگاهانه يا ناآگاهانه مصدق و هواداران او با استعمار انگليس و آمريكا در راه كوبيدن، بدنام كردن و به زير سئوال بردن مقامات مبارز روحاني كه در پيش برد آن نهضت نقش ريشه‌اي داشتند.

3- ناديده گرفتن آرمانهاي اسلامي كه خواست مردمي بود كه باقيام 30 تير مصدق را به قدرت برگرداندند.

4-پيروي مصدق و مصدقي‌ها از تز استعماري جدايي دين از سياست.تاريخ هرگز از ياد نخواهد برد كه دكتر مصدق السلطنه‏، نواب صفوي را به مدت 20 ماه به زندان افكند و هر مقامي كه براي آزادي او وساطت كرد، از مصدق پاسخ شنيد كه از نواب تعهد بگيرند كه در سياست دخالت نكند تا دستور دهم همين امروز او را از زندان آزاد كنند!

5-  وفاداري مصدق و «‌ جبهه ملي » نسبت به شاه و رژيم شاهنشاهي. بنا بر اعتراف مصدق هركسي را كه از روز فرار شاه از ايران، از نظام جمهوري سخن مي‌گفت، مأموران شهرباني و اطلاعاتي –  طبق دستور مصدق – او را دستگير و به زندان گسيل مي‌داشتند.

6-  باورمندي « جبهه ملي » و رهبري آن به اين پندار استعماري كه بدون تكيه به يكي از ابرقدرت‌ها نمي‌توان روي پاي خود ايستاد و با زورمداران حاكم در افتاد.

اگر آية الله كاشاني به روشنفكران و سازمانها و گروه‌هاي سياسي رخصت مداخله در ملي شدن صنعت نفت را نمي‌داد و با رهبري داهيانه خود نهضت را پيش مي‌برد، بي‌ترديد توطئه ابرقدرت‌ها براي كودتا كامياب نمي شد و سرنوشت ملت ايران دستخوش هوسبازي‌ها و فزونخواهي‌هاي شيطان بزرگ قرار نمي‌گرفت و دارو‌ندار ايران بر باد نمي‌رفت.