ايران و دنياي عرب
ايران و دنياي عرب
سخنان اخير حسنين هيكل روزنامه نگار معروف و معتبر مصري در مورد نگرش اعراب به جمهوري اسلامی ايران از جهات متعددي داراي اهميت است. چندي پيش هم عمرو موسي دبير كل اتحاديه عرب سخناني از اين سنخ به زبان آورده بود كه بيانگر وجود يك رگه نيرومند از طرفداران ايران در بين نخبگان سرشناس عرب ميباشد كه احياناً برخي از آنها از اظهار ديدگاه خود امتناع ميكنند.
واقعيت اين است كه روابط بين ايران و اعراب هيچگاه مسالمتجويانه نبوده است و يكي از علل مهم اين وضعيت نامناسب در روابط دو طرف فقدان اعتماد متقابل و بدبيني تاريخي به همديگر بوده است. دو طرف به دلايل مختلفي نسبت به همديگر بدبين بوده و هستند. قبل از انقلاب اسلامي برخي از سياستهاي رژيم شاه در دامن زدن به سياستهاي ضدعربي و از جمله برقراري رابطه با رژيم اسرائيل موجب شدت يافتن خصومت ميان ايران و اعراب شد. ادعاهاي ارضي برخي از كشورهاي عربي چون عراق و امارات هم در مورد ايران همواره مزيد بر علت بوده است كه حمله عراق به ايران يكي از آثار بسيار وخيم اين ادعاها بود. بعد از انقلاب اسلامي ج.ا.ايران سياست ضديت با اسرائيل و دوستي با كشورهاي اسلامي را در پيش گرفت ولي در كمال ناباوري كشورهاي عربي ايران را به عنوان تهديد امنيتي خودگاه بالاتر از اسرائيل قرار دادند. همه اينها با مواضع دائمي آشكار و پنهان ضدايراني در محافل مختلف تصميمگيري در كشورهاي عربي و نيز نشستها و جلسات اين كشورها همراه بوده است. براستي چرا اينگونه است؟ چرا ايران نميتواند پيام خود را به اين كشورها منتقل كند؟ چرا ايران از افراد سرشناس چون عمروموسي و حسنين هيكل براي تغيير و بهبود تصورات دولتهاي عربي نسبت به خود نميتواند استفاده كند؟ بخشي از اين موضوع قطعاً به تبليغات رسانهها، ديپلماتها و دولتهای غربي بازميگردد كه آنان همواره ايران را در كانون تهديدات امنيتي منطقه قرار دادهاند، در حالي كه واقعيت اساساً غير از اين بوده است. بخشي از اين موضوع هم البته به بدبينيهاي تاريخي موجود بين دو طرف بازميگردد كه دو عنصر اساسي آن اختلافات قومي و هويتي (ايران ـ عربي) از يك سو و اختلافات مذهبي (شيعي ـ سني) از سوي ديگر بازميگردد. ولي واقعيت اين است كه ميتوان با استفاده از ارتباطات مختلف بين نخبگان، سياستمداران، روزنامهنگاران، بازرگانان و ديگر افراد اثرگذار اين روند را تغيير داد. نزديكي بين ايران و اعراب بخش مهمي از مشكلات منطقه را حل خواهد كرد و زمينههاي افزايش ثبات و امنيت را در منطقه فراهم خواهد كرد. حسنين هيكل قبلاً هم به شدت از سران كشورهاي عربي انتقاد كرده و آنان را به هوشياري در مقابل دشمن اصلي اعراب يعني اسرائيل فراخوانده بود. به نظر وي ايران نه تنها هيچ تهديدي براي امنيت كشورهاي عربي نيست، بلكه به طور بالقوه يكي از هم پيمانان قومي اعراب است. واقعيت هم این است كه ايران و اعراب به دليل منافع مشترك امنيتي و اقتصادي كه دارند، ظرفيتهاي بسياري براي ائتلاف و يا حداقل همكاريهاي امنيتي دارند، ولي بياطلاعي طرفين از واقعيت موجود همديگر آنان را نسبت به همديگر بياعتماد و بدبين كرده است و با وجود انجام گرفتن مذاكرات و سفرهاي بسيار بين مقامات طرفين، تلاش محسوسی براي زدودن اين بياعتماديها صورت نميپذيرد.
ايران و اعراب طي دهههاي گذشته به دليل دوري از هم هزينههاي بسيار سنگيني را متحمل شده اند . نخبگان ايران و دنياي عرب اعم از نخبگان سياسي، علمي، فرهنگي و اقتصادي می توانند كليد گشايش باب جديدی در نگرش اعراب و ايرانيان نسبت به یکديگر باشند كه اين امر ميتواند بر ذهنيت عمومي جامع تاثير مثبت بگذارد و همچنین ميتواند سرآغاز تحول در مناسبات دو طرف باشد. در واقع بايد گفت كه وضعيت فعلي بين ايران و اعراب مبتني بر علل حقيقي نيست، بلكه ناشي از علل رواني است كه بايد مرتفع گردد و سوء تفاهمهاي موجود كنار گذاشته شود.